نامه ای دارم

به دور دستها

نامه بری پیدا نمیکنم

قاصدک خوابیده

باید بیدارش کنم

همه قاصدک ها پرواز کرده اند

ولی یکی از آنها مانده

 شاید منتظر من

بالهایش یخ زده 

 بیدارش میکنم

نامه ام سنگین است

ولی عجله دارم

چه قاصدک مهربانی

نوازشش میکنم

نامه را به دستش میسپارم

سنگین است

هوا سرد است

دوست دارم این نهال محبت را به وطنم برساند

باغبانی را پیدا کرده و به آن بسپارد.

تا قبل از بهار نهال محبت را در آنجا بکارد

فکر میکنید نامه ام به دور دستها برسد.

نویسنده نامه: الینا

نامه بر: قاصدک